خرید بک لینک
مکان: تهران، خیابان جمهوری زمان: عصر چهارشنبه، ماه رمضون تنها (فروه هست) بدون میصم، تو یه خونه ی کوچیک وسط تهران، من اینجا چیکار میکنم اخه مگه نباید الان سر خونه و زندگیم باشن، کنار شوهرم، تو آشپزخون

برچسب: نویسنده: بهار زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:26

بازم تنهام، اینبار تو خونه ی خودم میصمم رفته زابل حدودا یک هفته ست رفته کمک داداشش و منو تنها گداشته، نکنه سرنوشت ما همیشه دوری باشه، اخه این چه زندگیه هست، حالا که من هستم اون نیست. دوست داشتم این ما

برچسب: نویسنده: بهار زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:26

خدایا میشه یه روز این سختی ها تموم شه و من تو خونه ی خودم با خیال راحت زندگی کنم. بدون استرس درس. بدون دغدغه دوری. یه شغل راحت و خوب داشته باشم. هر صبح برم سرکار. به فکر خونه و مهمونی دادن و گل و گیاه

برچسب: نویسنده: بهار زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:26

صفحه بندی